ببببببااااا آااابببب ددددااااد {به پا لال از دنیا نری خدا شفات بده}
اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو، چون خیلی توپی!
پنج راه حل براي خوشحال بودن : 1- داشتن يک دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستي مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من
اس ام اس مخصوص نيمه شب: سلام اس ام اس زدم بگم نماز يادت نره 4 ساعت ديگه بايد بيدار شي!
لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن! ممکنه که داغون بشی حسن! نیشتتو ببند حسن!
تمام گلهای خوشبوی دنیا رو هم به پات بریزم، بازم کمه. چون پاهات خیلی بو میده!
مخصوص نيمه شب: مي دونم خوابي عزيزم. ولي من از دوري و دلتنگي تو خوابم نمي بره، مطمئنم اگه مي دونستي من به خاطر تو نخوابيدم تو هم نمي خوابيدي!
نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم
سلام عزيزم... مي دوني چه بلايي سرم اومده؟ پليس منو به جرم "زشت ترين" شهروند ايراني گرفته... جون هر كي كه دوست داري بيا و بهشون نشون بده كه دارن اشتباه مي كنن
تو جیغ زدی ویغ زدی جادو بودی دود شدی بالا رفتی تار شدی پایین اومدی پود شدی پیر شدی گریه شدی جوون شدی خنده شدی خان شدی بنده شدی خروس سرکنده شدی میوه شدی هسته شدی امید شدی یاس شدی ستاره نحس شدی ... خلاصه آدم نشدی !
امروز زندگي نامه ي تعدادي از بزرگان جهان رو با فرمت pdfتو وبلاگ قرار ميدم
اميدوارم اين كار مورد توجه شما عزيزان قرار بگيره.
توضيح:براي دريافت فايل زندگي نامه روي نام هر يك از افراد كليك كنيد تا صفحه ي دانلود به صورت اتوماتيك براي شما باز شود.
به جاسم خبر
ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!
سه تا پسره
با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه
ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته
بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال
نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره
ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب
نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا
ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته،
پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
يارو داشته
تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه
دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست،
مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به
مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه:
آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست
ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.
سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم،
بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري
نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و
كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ
به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره
بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!
مش اَهبَرقاضي ميشه بعد يک مجرم ميارن پيشش ميگن حکم کن ميگه پيک